روزي رضاخان براي مدرس پيغام فرستاد: طوري تو را ميکشم که بدنت را ميان کفار دفن کنند. مدرس در پاسخ گفت: «قبر من هر جا باشد، زيارتگاه مردم ميشود، اما تو در جايي ميميري که در آن نه آب هست و نه آبادي». آري، در همان دوران اختناق رضاخاني، مردم کاشمر بر سر قبر مدرس ميرفتند و فاتحه ميخواندند و مدرس به «آقاي شهيد» معروف شده بود. با تبعيد رضاخان، مردم بر سر تربت پاک و آرامگاه مدرس جمع شدند و به کمک هم، قبر را تا ارتفاع يک متر از زمين بالا آوردند و سنگ کوچکي روي آن قرار دادند که بر آن نوشته شده بود: «قبر آقاي شهيد». در سالهايي که امام خميني– رحمةالله عليه – در نجف تبعيد بود، يکي از فرزندان مدرس، نامهاي به ايشان نوشت و موضوع مقبره ي مدرس را مطرح کرد. امام پاسخ داد: «اگر به ايران آمدم، قبر مدرس را طلا ميگيرم». رضاخان نيز بنا به گفته ي شهيد مدرس، در تبعيدگاه خود در آفريقاي جنوبي مُرد و جنازهاش موميايي شد.
« سايت حوزه به نقل از مجله ي گلبرگ شماره ي 81 آذر1385»